غلامعلى صفايى
98
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
صريح فقط در معناى اوّل است و احتمال ديگرى ندارد البته بايد اذعان داشت كه گاهى « لا » فقط براى تأكيد است و زائده به معناى معروف آن - فقط مفيد معناى تأكيد بودن - مىباشد و مفيد معناى ديگرى نيست ، مانند قول خداوند سبحان : وَ ما يَسْتَوِي الْأَحْياءُ وَ لَا الْأَمْواتُ ( فاطر / 22 ) . شاهد : در آيه مجرد زائده بودن و مفيد فقط معناى تأكيد بودن « لا » است زيرا مادهء « استواء : مساوى بودن » همواره بايد بين دو شيء باشد و آن دو شيء در آيه أحيا و اموات است كه با « ما » نافيه تساوى آن دو نفى شده است پس در اينجا احتمال معناى مساوى نبودن در حال انفراد يكى از اين دو ، اساسا محتمل نيست تا با ذكر « لا » اين توهم و احتمال دفع شود زيرا همواره در هنگام استعمال مادهء « تساوى » بايد دو شىء با هم تصور شود تا اين كه نفى تساوى يا ثبوت تساوى بين آن دو گردد . لذا هرگز اين ماده با تصور شيء واحد و منفرد ممكن نيست تا با ذكر « لا » آن را نفى كرد . و از طرفى عدم ذكر « لا » نيز خللى به معناى اصلى كلام و به معناى فرعى آن وارد نمىآورد بنابراين « لا » در آيه همان زائده به معناى معروف كه داراى معناى صرف تأكيد است مىباشد . تنبيه متن اعتراض « لا » بين الجار و المجرور في نحو قول أمير المؤمنين عليه السّلام : « الداعي بلا عمل كالرامي بلا وتر » « 1 » و بين الناصب و المنصوب . . . . شرح اين تنبيه درباره عدم صدارتطلبى « لا » معترضه و فرق آن با « ما » نافيه است . بايد دانست كه اين كلمه به دو دليل صدارت طلب نمىباشد : 1 - وسط قرار گرفتن « لا » بين عامل و معمول مثل جار و مجرور مانند مثال مذكور در متن ، كه شاهد در آن توسط « لا » بين باء جاره و مجرور آن « وتر » است
--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ح 330 / 1245 .